سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
87
تاريخ ايران ( فارسى )
نيز به روى ظرفى كه در نيپپور يافت شده كتيبهاى خوانده شده است كه معلوم ميسازد كه آنظرف از غنايم ايلام مىباشد و سلطان جنگجوى ديگرى به اوروموش وقتى كه ايلامرا فتح كرده اهدا نموده است . از اين معلوم مىشود كه بلاد زراعتى سومر بالاخره باينمقام رسيدند كه شيوهء تهور اختيار نموده و بجلوگيرى از تاختوتازهاى ايلام قناعت نكرده تسخير و انقياد آنكشور را منظور نظر خود قرار دهند . دولت اكد 2800 قبل از ميلاد اكنون به اكد يا اگد ميپردازيم كه قريب دو مائه بعد از مرگ انناتوم نه فقط يك دولت مهمى بوده بلكه تمام دول آن ناحيه را جمع كرده يك دولت معظم واحد تشكيل داده در تحت يك سلسله سلاطين سامى درآورده بود . براى انجام چنين كار بزرگ البته مردى بزرگ لازم است ، آنمرد بزرگ ظهور كرد و سارگن نام داشت كه بطور فخر و مباهات ميگويد « مفاخرم را روى دنيا ريختم » در زمين مغرب ( يعنى سوريه ) و درياى شرق ( يعنى خليج فارس ) حدود دولت آن سلطان را معين مينمود و روايتى هم هست راجع باينكه جزيرهء ديلمون در خليج فارس را مسخر نمود و ميدانيم كه نهتنها ايلام را گرفت بلكه چندين ناحيه از نواحى شمالى زاگرس را نيز گشوده است . سارگن در عمليات و هنرهاى صلح و سلام نيز متمايز بوده است چنانچه قوانين قديمه و نوشتجات مذهبى و اعمال مجربه را جمعآورى نموده به زبان سامى ترجمه كرده است و تمام آن نوشتجات را در معبد ارخ امانت گذاشتند و هزار و پانصد سال بعد به حكم پادشاه آسورى موسوم به آسوربانيپال آنها را استنساخ نمودند و بهمت دانشمندان اين سلطان گنجينهء گرانبهائى از دانش و فرهنگ براى استفادهء نوع بشر محفوظ مانده است . علاوه بر اين سارگن اولين پادشاهى است كه در سراسر كشور خود ترتيب صحيحى براى ارتباط و طرق آمدوشد قرار داده و همين امر به تنهائى دلالت بر بزرگى او مينمايد .